به گزارش شهرآرانیوز؛ اینکه فکر کنیم زیباییها و جاذبههای سیره حضرات معصوم (ع) حکم ویترین تاریخ را دارد که صرفا باید به آنها نگریست و از زیباییاش لذت برد، اینگونه نیست. این سیره نهفقط در ابعاد فردی و خانوادگی بلکه در بعد اجتماعی، آموزههایی دارد که که قدری تأمل در آنها و اهتمام به عملیسازیشان، زندگی ما را از اینرو به آنرو میکند؛ مثل وحدت و انسجام اجتماعی در سیره امیرالمؤمنین امامعلی (ع) که این روزها برای جامعه ما حکم هوا برای تنفس را دارد.
در ایام ماه مبارک رجب، با حجتالاسلاموالمسلمین شیخمهدی زمانی، استاد سطوح عالی و درس خارجحوزه علمیه خراسان، درباره این موضوع، گفتوگو کردهایم.
در سیره و کلام امیرالمؤمنین (ع)، وحدت و انسجام اجتماعی از ارکان اساسی حیات جامعه اسلامی است. آن حضرت، جامعه بدون وحدت را یک جامعه آسیبپذیر، ناتوان و در معرض نفوذ دشمنان میدانند. از منظر آقا امیرالمؤمنین (ع)، اختلافهای مخرب، قدرت امت را فرسایش میدهد و زمینه انحراف از حق و تضعیف عدالت و فروپاشی اخلاق اجتماعی را بهدنبال دارد؛ به همین دلیل امیرالمؤمنین (ع) در نامه خود به مالکاشتر، جامعه را بهمثابه یک بدن واحد تعبیر میکنند که اگر عضوی از آن درد داشته باشد، سایر اعضا در بیماری با او شریک هستند.
تأکید امامعلی (ع) بر این موضوع است که اتحاد، رمز عزت و قدرت اسلام است و تفرقه، موجب ضعف و نفوذ دشمنان خواهد بود؛ به همین دلیل حضرت امیرالمؤمنین (ع) در دوران خلافت خود، پیوسته بر انسجام تأکید میکردند. آن حضرت زمانی که خلافتشان در معرض تعرض قرار گرفت، بهخاطر مصلحت جامعه اسلامی سکوت و همراهی کردند. این سیره عملی مولای متقیان (ع)، بیانگر این است که حفظ انسجام و وحدت بهعنوان یک مصلحت حاکم بر همه مصالح دیگر، چه ارزش و اهمیت ویژه و والایی دارد.
در بررسی مبانی و اصول وحدت و انسجام در سیره مولای متقیان (ع)، میتوان به چند نکته از بیانات حضرت اشاره کرد. اولین مورد از مبانی، حقمحوری و عدالت است؛ چراکه وحدت واقعی بدون اینکه آحاد جامعه بهدنبال حق و عدالت باشند، تحقق پیدا نمیکند. دومین مبنا، تقوا و اخلاص است؛ چراکه تقوا و اخلاص، انسانها را بر گرد پروردگار متعال جمع میکند و سبب اتحاد دلها و رفتارها میشود. سومین اصل، پرهیز از تعصب و خودمحوری است؛ مسائلی نظیر جناحبازیها، منافع شخصی و خودمحوری، عامل اصلی گسست اجتماعی است.
پنجمین اصل در ایجاد وحدت و انسجام اجتماعی بنا بر اندیشه والای حضرت علی (ع)، مسئولیتپذیری نخبگان و حاکمان است؛ چون اگر خواص جامعه دچار دنیاطلبی شوند، جامعه دچار تفرقه خواهد شد. اصل دیگری که در اینجا باید مورد توجه قرار گیرد، حکمت و عقلانیت است. ما میتوانیم هر اختلافی را با گفتوگو، عقلانیت و استدلال، حل و اختلافات را بدین طریق برطرف کنیم.
حضرت در اجرای این اصول توصیه میکردند حاکمان با مردم مهربان باشند و باانصاف رفتار کنند و از دوقطبیهای کاذب در جامعه بپرهیزند و در تصمیمگیریها، مصلحت عامه را بر مصلحتهای شخصی ترجیح دهند تا این اصول بتواند آن انسجام و وحدت را به ارمغان بیاورد.
طبق آیات قرآن و بیانات حضرت مولا امیرالمؤمنین (ع) که تفسیری بر آیات قرآن است، صلاح جامعه اسلامی در گرو وحدت است. حضرت در خطبههای نهجالبلاغه تفرقه را عامل شکست و ذلت و وحدت را عامل پیشرفت و سربلندی مطرح میکنند. جامعهای که درگیر اختلافات داخلی میشود، نمیتواند به آن اهداف عالی معنوی و تمدنی دست پیدا کند، لذا آن امام همام پیوسته میفرمودند: «مصلحت اسلام و مسلمین بر مصلحت شخصی اولویت دارد.»
اگر ما بخواهیم طبق توصیه قرآن کریم امت وسط باشیم، شرط لازم برای تحقق این امت وسط، حفظ وحدت و انسجام است تا بتوانیم الگویی جهانی برای سایر امتها باشیم که بتوانند با مشاهده این انسجام و وحدت و پیشرفتهای مادی و معنوی که در سایه این اصل مهم پدید میآید، از امت وسط الگو بگیرند.
نسخه علوی در موضوع وحدت و انسجام اجتماعی، در امروز جامعه اسلامی بیش از هر زمان دیگری کارآمد است؛ چراکه جامعه اسلامی ما با مشکلات و چالشهایی مانند قطبیسازی، تعصب و بیعدالتی روبهروست. الگوی حضرت علی (ع) با تأکید بر عدالت، اخلاق، قانونمداری و اولویت منافع اجتماعی، قابلیت اجرا در وضعیت امروز را دارد و میتواند الگویی برای حفظ وحدت و انسجام جامعه اسلامی باشد. ما میتوانیم از طریق تأکید بر مشترکات مذاهب اسلامی، مبارزه با فساد و تبعیض و استفاده از عقلانیت و اخلاق در مدیریت بحرانها -که همه اینها از نسخه علوی قابل برداشت و استنتاج است- وحدت و انسجام را در جامعه تقویت کنیم.
در زمان حضرت علی (ع)، سه جنگ بزرگ رخ داد که همه داخلی بود؛ جنگ جمل، جنگ صفین و جنگ نهروان. امیرالمؤمنین (ع) در آغاز هر سه جنگ، ابتدا با سرکردگان لشکرهای مخالف، گفتوگو و آنها را دعوت میکردند به اینکه به جامعه بپیوندند و وحدت جامعه را از بین نبرند. در بعضی مواقع، سخنان حضرت تأثیر بسزایی داشت.
در جنگ نهروان که در آغاز تعداد لشکریان خوارج ۱۳هزار بود، با سخنرانی حضرت و بیانات آن امام بزرگوار، ۹هزار نفر برگشتند و به صفوف جامعه پیوستند، ۴هزار نفر دیگر باقی ماندند که حضرت بعد از اتمام حجت با آنها جنگیدند؛ چراکه حفظ امنیت و اقتدار امت اسلام، ایجاب میکرد که فتنهانگیزان ریشهکن و نابود شوند.
امیرالمؤمنین (ع) بین نقد ناصحانه و مشفقانه و فتنهانگیزی، تفاوت قائل هستند. ایشان با منتقدان خود با سعه صدر و گفتوگو برخورد میکردند، اما دربرابر کسانی که آگاهانه میخواستند وحدت جامعه را از بین ببرند و امنیت و عدالت را به خطر بیندازند، قاطعانه و مسئولانه ایستادگی میکردند. معیارهای حضرت در این رفتار، همواره حفظ حق و عدالت و مصالح عمومی جامعه اسلامی بود.